این ویروس که یه کیلو مطلب از بلاگ پاک میکنی و فاز شروع دوباره میگیری رو اگه اطلاعی ازش دارید مارو هم راهنمایی کنید.
به هر حال امیدوارم به صورت دلی، دیربهدیر اما منظم یه چیزایی اینجا بذارم.:دی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب: ننگین,ثمره,ننگین,برجام,ننگینننگینخیلی,
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
گفتگو میتونه به حکم چسب زخم برای زخمای حاصل از جنگ باشه! چه جنگ های نظامی و چه جنگ های لفظی و چه جنگ های روحی.
گفتگو بر سر کدورت های گذشته خیانت به مذهب، به حال، به افراد حال یا به هرچیز دیگه ای نیست!
با تبادل، حتی جسم های گره گوری هم به درخشش می رسن...
همیشه دلخوشی بوده. با خالی شدن مخمون از مزخرفات، نوبت به فکر کردن به دلخوشی ها هم میرسه.
حالا ما اینا رو میگیم، میاید میگید :"زخم های ما خیلی خفنه! با چسب زخم خوب نمیشه."
منم میگم:"خوب بدون چسب زخم هم خوب نمیشه!"
میشه؟
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
خواب هایی که به مرگ ما ختم میشن یه سرى ویژگى باحال دارن!
همین که چشم هات به سبب مرگ بسته میشه یهو از خواب می پری و چشات باز میشه.درست عین پلک زدن میمونه.
و مثلا اگه دم رو توی خواب و قبل از مرگ گرفته باشی، بعد مرگ و توى بیداری با بازدم شروع میکنی و بالعکس.
و خب این ویژگى کابوس هاست. خواب های لذت بخش با بستن چشامون تموم نمیشن. یهو وسط ماجرا همه چی تعطیل میشه و تازه تو هم بعدش هیچ میلی به باز کردن چشات ندارى!
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی
برچسب:
نویسنده: کارن بهرامی